آدرس وبلاگم تغییر کرده و بهmahroba.blogfa.com تبدیل شده تشریف بیارید. خوشحال می شیم
+
نوشته شده در شنبه 28 دی1387ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط مهران
|
سپاسگذارم
+
نوشته شده در جمعه 11 مرداد1387ساعت 5:52 بعد از ظهر  توسط مهران
|
دريغا،اي اتاق سرد! اجاق آتش اندام او بودي تو هم اي بستر مشتاق ،يک شب دام او بودي، چه شبها آرزو کردم که ناگه دست در او را در آغوش من اندازد نفس يابد ز عطر پيکرش هر بي نفس اينجا به شادي بشکند همچون دل من هر گرفتاري،قفس اينجا. گل قالي بر قصد زير دامانش. بشويد بو سه اي گرد سفر از روي خندانش نگاه خسته ي تصوير بيمارم، که خيره مانده بر کاشانه،جان گيرد. دريغا اي اتاق سرد! بسان دره اي تاريک، دلت از آتش گلهاي صبحدم خالي است. تو هم اي بستر مغشوش! چو ابري سينه ات سرد است و مهتاب لطيف پيکري در پيچ و تابت نيست گر او صبح است بر کاشانه اي اکنون. دريغا من شب بي اخترم اينجا، اگر او آتش گرم است در هر خانه، من خاکسترم اينجا